تبلیغات
♥♥ پاطوق طرفداران کره ♥♥ - داستان کره ای come with me...قسمت دوم
سلام آتی هستم 20 سالمه .. (Hi ..im ati welcome to the my web)
از هر چی کره ای بخوایید اپ میشه..

منexo L-----elf----- A.R.M.Y------v.i.p هستم
بایسم عشقم زندگیم کای kai هستش
تو اپارات -لنزور-نماشا-اینستاگرام و غیره فعالم
امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید

داستان کره ای come with me...قسمت دوم

جمعه 27 شهریور 1394
04:16 ب.ظ
♥♥ Ati ♥♥


داستان کره ای come with me...قسمت دوم

 

الی با اعصبانیت – ببخشید دارین چیکار میکنین !! سعی کرد دستشو بیرون بکشه ..

پسر جوون  محکم تر دستشو فشار داد ...میخوای پول خوبی بهت بدم ..

الی که متوجه منظورش نشده بود اخمی کرد  و صداشو بالا برد – نخیر من نیازی به پول ندارم ...

پسر جوون – اما من نیاز دارم ..

الی متعجب نگاه میکرد  و سعی داشت دستشو بیرون بکشه صداشو بالا برد – خب برو رفع نیاز کن به من چه ..ولم کن آقااا ..

پسر جوون صورتشو جلوتر اورد و لبخند شیطانی زد  – نیازم با تو رفع میشه ..بعد از مکث کوتاهی چشمکی زد وگفت ..امشبو با من باش .!!

الی که چشماش از تعجب گرد شده بودن و تازه متوجه نیت شومش شده بود  تنها راه نجاتشو فرار کردن دید ..

دست برد سمت کوله پشتیشو محکم زد تو صورتش و قتی دستش ازاد شد دوتا پا داشت دوتا دیگه هم گرفت و دووید و از ساختمون خارج شد از پشت سر صدای فحش دادن بهش میمود ..

از ساختمون دور شد نفس نفس میزد احساس درد شدیدی توی  سرش داشت با اون همه بوی الکل تو اون فضای بسته احساس گیجی میکرد خم شد و دستاشو رو زانوهاش گذاشت ..لباشو رو هم فشار داد تا از ترکیدن بغضش جلوگیری کنه ..از دست هلن عصبی بود ...رو نمیکت پارک نشست بود که گوشیش زنگ خورد ..

هلن- کجایی الی.. مگه نگفتم همونجا باش.

الی که از دست هلن حسابی عصبانی بود – اونجا کجا بود منو بردی هاان ..بین یه مشت عوضی ..خودتم که معلوم نبود کجا رفتی ..!! کجا ببینمت میخوام وسایلمو بردارم ..

هلن –ینی چی بردارم..؟؟..میخوای بری..باور کن من همچین ادمی نیستم الی..

الی که چونش از سرما به لرزش افتاده بود ...- باشه ..ولی..

هلن وسط حرفش پرید ..بیا خونه باهم حرف میزنیم ..زود باش ...اینو گفت و گوشی رو قطع کرد ..الی دستاشو جلو دهنش آورد و هاا کرد دوباره تو جیبش گذاشتو و راه افتاد ..

هلن درو باز کرد ..-سلام دوست بد ..

الی کتونیشو درآورد و سرشو بلند کرد که چیزی نظرشو جلب کرد ..هلن که با دیدن این قیافه ی که الی به خودش گرفته بود لبخند رو لبش خشک شده بود  ..با من من گفت – چی ..چیزی..شده الی..؟!؟

الی آروم دستشو جلو اورد و رو گردن هلن گذاشت ..-چرا رو گردنت کبودیه ..؟؟

هلن سریع  یقه لباسشو روش کشید – هان..هیچی ..چیزی نیست ..و سریع به آشپزخونه رفت..

الی داخل خونه شد –سراغ وسایلش رفت که هلن بهش نزدیک شد ..-الی اینکارا چیه ..به من اعتماد نداری که یه مدت با من زندگی کنی..؟! .باور کن من از اون دخترا یی نیستم ک هراجبشون فکر میکنی..بد برداشت نکن راجبم ..

الی در حالی که داخل چمدونشو مرتب میکرد با شنیدن حرفای هلن چشماشو روهم فشار داد و سمتش برگشت ..

الی-نمیخوام بدونم چرا رفتی و چیکار داشتی ..؟! اماترجیح میدم فعلا توهتل بمونم تا خالم بیاد ..

هلن جلوش نشست –اما خالت که که یه ماه دیگه میاد ..!!

الی –خب تا پسرخالم بیاد ..بلندشدمو چمدونمو ایستاده گذاشتم ..

جلو رفتمو بغلش کردم ...ببخش امیدوارم از من ناراحت نشده باشی...وقتی عقب رفتم دلیل بغضشو نفهمیدم ..موهای طلاییشو پشت گوشش زدمو و خداحافظی کردم –فردا  سر کلاس میبینمت ..بدون حرفی اشکشو پاک کرد و سرشو تکون داد..

 سمت در اومدم با اینکه نمیدونستم کجا باید برم ..مسیر هتلو پیش گرفتم..

با تابش آفتاب رو صورتم از خواب پریدم ..خمیازه ای کشیدم وقتی چشمم به ساعت افتاد مثل فشنگ از جام  پریدم ومسواک تو دهنم بود و یه لنگه شلوارم تو پام که گوشیم زنگ خورد ..رو اسپیکر گذاشتم ..

هلن – هییی کجاییی ..؟؟

مسواکو از دهنش بیرون آورد – هتلم ..الان میام ..

هلن –خواستم بگم عجله نکن استاد دیگه کسیو راه نمیده ..کلاس بعدی رو بیا ..

الی که حالش حسابی گرفته شده بود دستشو لای موهاش برد و نفسشو فوت کرد ..

نزدیکای در ورودی  دانشگاه رسیده بود که ون مشکی جلوی دانشگاه توقف کرد و طبق معمول صدای جیغ دخترا بلند شد ..نگاهشو از ون گرفتو ..سرشو برگردوند که ..

برگردوندن سرش و نقش زمین شدنش یکی شد ..آخ بلندی گفت که نگاه همه به سمتش جلب شد ..

شیومین که اولین نفری بود که از ون پیاده شده بود با شنیدن صدای جیغ سریع سرشو بلند کرد ..بعد از کمی نگاه کردن  با دو خودشو به جمعیتی که دور دختری که رو زمین افتاده بود جمع شده بودن رسوند ..

با نزدیک شدن شیومین راهی از بین جمعیت باز شد و جلوتر اومد نگاهی بهش اندخت چشماش بسته بود و از بینیش خون میمود

کریس وچانیول  هم از ون پیاده شدن و به جمعیت جلوی در ورودی نگاه کردن ..شیومین با دست بهشون اشاره کرد که جلوتر بیان ..

با صدای مامور حراست که با قدم های بلند به سمت جمعیت جلوی در میومد  سکوت شکست –برید کنار ..مگه به شما دخترا نگفتم تا آیدول تونو میبینید جیغ و داد نکنید و نظمو بهم نزنید ..هاااان!!

دخترا همه باقیافه پوکر فیس به هم نگاه میکردن ...و سرشونو زیر انداختن وزیرچشی شیومنیو چانیول و کریس و دید میزدن

چانیول جلو اومد و از بین جمعیت نزدیکش شد با نگرانی نگاهی به چهرشو رنگ پریدش انداخت  ..بیهوش بود ..کنارش نشست و رو دستاش بلندش کرد ..روبه مامور حراست – می بریمش بیمارستان ..

مامور سری تکون داد و سمت بقیه برگشت –برید سر کلاساتون متفرق شید ..زود باشید..

چانیول قدمهاشو سمت ون برداشت کهکریس جلوشو گرفت – داری چیکار میکنی !!

چانیول سری تکون داد –ینی چی چیکار میکنم ببریمش بیمارستان دیگه ...

کریس –به ما چه اخه ..دردسر میشه برامون ..

چانیول –طرفدار ما داشت سمت ما میومد که خورده بهش ..پس بخاطر ما بوده ..اون داشت راهرو میرفت ..

***

رو تخت گذاشتش و موهاشو از روی صورتش کنار زد ..-دکتر خندید – مطمعنی دختر بود بهش خورده ..

کریس با بی میلی و  بدون حرفی سری تکون داد

چانیول چیزیش شده ؟ چرا از حال رفت آخه ؟!

دکتر سر الی رو به چپ و راست چرخوند ونور چراغ قو  رو تو چشماش انداخت ..- چون با پشت سرش زمین خورده از هوش رفته ..چیزی نیست زود بیدار میشه ...شما باهاش نسبتی دارید ..

هر ستا سرشونو به علامت نه تکون دادن  

دکتر –پس چرا شما آوردینش ..؟؟

شیومین –من زودتر از همه از ون پیاده شدم داشت مسیرشو میرفت که دوتا دختر چاق که داشتن جیغ میزدن و اوپا اوپا میگفتن  با سرعت بهش خوردن چون سرشو داشت برمیگردوند سر اون دختر چاقه خورد به بینیش ..

چانیول دستشو زیر آرنجش گذاشت و دست دیگشو زیر چونش – اون دخترای به قول تو چاق داشتن با سرعت سمت ما میومدن ؟!

شیومین چشماشو بازتر کردو سرشو تکون داد ..

چانیول دستاشو تو جیب شلوار جینش گذاشت –پس فرشته ی نجات مون شده این ..

شیومین –این ؟!

چانیول –خب اسمشو نمیدونم ..

شیومین – منم نمیدنم ..

کریس که سرش تو گوشیش بود –فک کنم تو کلاسمونه ..چهرش آشناس ...

توهمین حرفابودن که  الی چشماشو باز کزد ..ونگاه گیجشو به چراغ روشن بالای سرش انداخت  چند بار پلک زد و سرشو تکون داد که با احساس درد دستشو روی سرش گذاشت و رو تختش نشست ..

سرشو بلند کرد که نگاهش به چانیول و شیومین وکریس که رو تخت روبرویی نشته بود افتاد ...چشماش از تعجب  گرد شدن ..

دستشو پایین اورد –اوپا ..؟!!

الی زبونشو رو لبش کشید و لبای خشکشو خیس کرد - شما اینجا چیکار میکنید ..من چرا اینجام ..؟!..اینجا کجاست ..

چانیول که چشماش از حدقه داشت بیرون میوفتاد دودستی زد به سرخودش –واااای بدبخت شدیم ...!!!!



موضوع: NCT u،
[3.85 MB] Jessi, Kim Young Im, Crispy Crunch - 쾌지나 칭칭나네 (Areia Remix).mp3