تبلیغات
♥♥ پاطوق طرفداران کره ♥♥ - iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 17
سلام آتی هستم 20 سالمه .. (Hi ..im ati welcome to the my web)
از هر چی کره ای بخوایید اپ میشه..

منexo L-----elf----- A.R.M.Y------v.i.p هستم
بایسم عشقم زندگیم کای kai هستش
تو اپارات -لنزور-نماشا-اینستاگرام و غیره فعالم
امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید

iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 17

چهارشنبه 10 تیر 1394
11:16 ق.ظ
♥♥ Ati ♥♥


iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 17


 

بلند شدم ...دستمو محکم  کشید دوباره نشوندم ..- آخخ دردم گرفت ...پاک نمیشین دیگه مهم نیست ..

میخواست چیزی بگه که گوشیش زنگ خورد تائو بود – کای کجایی !!

دستتمو کشیدم از دستش بیرون  همونطور که با تلفنش حرف میزد نگاهم کرد .. رفتم سمت رختکن ..

تیشرت و شلوارکمو پوشیدم ...به سوران اس دادم – من نمیتونم بیام بیرون منتظرتون میمونم ...

سوران – آتی بیا اشکال نداره ..تا کی میخوای منتظر بشی..!!

- مهم نیست ..منتظر میمونم ..اینجوری بیام راحت نیستم..

در اتاق رختکن زده شد..

- بله ؟؟ جواب نداد..

 مو بندمو برداشتم  دستامو بردم بالای سرم  موهامو جمع کردم ..سمت در رفتم ...مشغول بستن موهام بودم ..هنوز به در نرسیده بودم که خودش درو باز کرد ..

 

کای –اینجوری میخوای بری تو سالن ..

- اوپا  تو چرا نمیری ؟؟ مگه بهت زنگ نزدن ..؟؟؟

کای  جدی شد –جواب سوال منو بده ؟!

چپ چپ نگاش کردم – معلومه که نه با این تیپ برم تو مهمونی... منتظر میشم بعد از مهمونی با بچها بریم خونه ...

کوله پشتیمو برداشتم گذاشتم رو دوشم از کنارش رد شدم ...دستمو گرفت دنبال خودش کشوند .

با عصبانیت دعواش میکردم وغر میزدم داخل آسانسور شدیم

 – یااا  چرا همش منو اینور و اونور میکشی !!..کجا داریم میریم .؟؟.اینجا شلوغه کسی مارو ببینه فکرد بد میکنه ..

کای  -به درک مگه کم واسمون فیک مینویسن ..

چشم غره ای رفتم براش – این فرق داره ..؟؟

کای نیشخندی زد – اعه از این حرکتام بلدی ..!!

با اخم نگاش کردم – منظورت چیه ..؟؟

کای سرشو انداخت پایین دست کرد تو جیبش و به دیوار آسانسور تکیه کرد ..

کای چرا جاو اون پسرا که مزاحمت شدن چشم غره نرفتی ؟؟

پکی از خنده زدم – تو از کجا میدونی !! تو که اون پشت واسه خودت لم داده بودی ؟!

کای – تو چی میدونی !! یه چیزه دیگه !!

کای – چرا اون شب دست سهونو گرفتی باهاش دویدی تو کوچه ؟؟

خندم گرفت – چیی؟؟ خب داشت دردسر می شد ... نکنه فک کردی چیزی بین منو سهونه!!

کای دستشو از جیبش دراورد به پشت کردنش کشید – خب اون روزم جلوی بچها خودتو معرفی کردی اومد جلو و باهات دست داد...

- تو معلومه میخوای با این حرفات به چی برسی!!خیلی به معنی حرفات ..اون روز اولین بار بود که سهونو از نزدیک میدیم حالا دلش میخواست برای اشنایی باهم دست بدیم کجاش مشکل داره ..حداقل از قهوه نسوختم ..!!

اون شبم با سهون فرار کردم چون اگه میشناختنش بد میشد برامون...

- اصلا من نمیفهمم تو چرا بهت برخورده ..

کای – خب تو این دو ماهی که دیدمت ..در آسانسور باز شد ..

انقدر از دست این چرت و پرتاش اعصابم بهم ریخته بود زودتر از اسانسور اومدم بیرون ...

تو پارکینک نزدیک  در  خروجی  رسیدم .. کای پیچید جلوم یه نگاه به ماشین انداختم ..

کای خندید – خوشکله نه ..!!

میخواستم حالشو بگیرم ...رومو برگردوندم محلش نکردم  و به راهم ادامه دادم ..

تا سر خیابون باماشین آروم تعقیبم میکرد .. دیگه کلافه شده بودم ..

برگشتم سمتش چپ چپ نگاش کردم ..خندید و دست تکون داد ..اشاره کرد بیا..

نفسمو فوت کردم ...رفتم سمتش.. –این بچه بازیا چیه؟؟ چرا دنبالم راه افتادی...برو پیش دوستات ..

کای خودشو جلو کشید درو باز کرد ...-نکنه دنبال دردسری !!

منظورشو نفهمیدم نگاهش کردم – چی ؟؟

کای با نگاه معنی داری سر جاش برگشت – هیچی فقط  سوار شو تا دوباره مزااااحمت نشدن ..!! برگشت به حالت منتظر جلوشو نگاه کرد..

بهم برخورد  نفسمو فوت کردم ..نشستم تو ماشین ..نگاهمو سمت پیاده رو کردم

برگشت نگام کرد ..متوجه نگاهش شدم اما بازم همون سمتو نگاه کردم ..

خودشو سمت من دراز کرد..سریع برگشتم سمتش ... کمربندمو بست ..

گلو مو صاف کردم – ممنون ..

نگام کرد و خندید برگشت سرجاش ..

 

***

 

- کجا داریم میرم ..!!

کای نیشخندی زد – هتل!!

به سرعت برق برگشتم نگاهش کردم ..

با دوتا انگشتش زد تو پیشونیم ..- راجب من چی فکر کردی شوخی کردم بابا..

- نخیرم هیچ فکری نکردم ...اخم کردم برگشتم رو به جاده ...

کای –آتی !! به سوال بپرسم ؟؟

- نخیر میشه من بپرسم  !! . نصفه شبی چرا بیخودی داریم تو خیابونا ول میچرخیم ؟؟

کای ریز لبی گفت – آییش از دست این غر غرو  .. خوب چیکار کنیم مهمونی هنوز تموم نشده ..تا اون موقع یکم خوش میگذرو نیم دیگه ..خوش نمیگذره بهت ؟؟

- نه ! اصلا ببینم  تو چرا اومدی بیرون از مهمونی  من لباسم کثیف شد..

کای خندید – چی !! نه ؟!! الان نشونت میدم ..

سرعتشو زیاد کرد...

- دارم با تو حرف میزنما ..چرا اومدی بیرون اون همه اسپانسر اونجا بودن ...

کای بی توجه به حرفم - خوش نمیگذره ..

میخواستم حرصشو در بیارم – نه!! اصلا !؟

کای – بازم  نه!! سرعتشو بالاتر برد ...

- نه!!

بازم بالاتر برد

- نه ..!

دیگه خیلی داشت سرعت میرفت کای شیی .. سرعتتو کم کن..

– دیگه کافیه ..

-  میگم کم کن سر عتو..

کای هورا میکشید – خوش نمیگذره ؟؟

- خوش میگذره دیگه کافیه ...

نزدیک بود به تصادف کنیم با یه کامیون ...

دستشو گرفتم ...داد زدم کای دیگه تمومش کن داری به کشتن میدیمون ...

سریع  پیچید کنار جاده ماشینو نگه داشت ...

از ترس داشتم میمردم.. نفسمو فوت کردم ..در ماشینو باز کردمو پیاده شدم ..

کای پیاده شد..  اومد جلوم ..

کای با نگاهی نگران و متاسف – ببخشید میخواستم وقت بگذرونیم ..

برگشتم سمتش و چپ چپ نگاش کردم ..- ینی از من به نظر از اون دخترا میام که بشه باهاش وقت گذروند ..

 

فاصلمو باهاش کم کردم به چشمای هم نگاه کردیم  - ببین اوپا !! دیگه خستم کردی از وقتی اومدم کمپانی همش اذیتم میکنی ..تو دست و پامی..خواهش میکنم دیگه دست از سرم بردار...من  خودم میتونم از پس خودم بربیام ...

کای فقط تو چشمام نگاه میکرد ...هیچی نگفت ..دهنشو کج کرد انگار از حرفام دلخور شده بود

  سرشو تکون داد  ... ماشینشو روشن کرد پا سرعت از اونجا دور شد ..            

 

موهامو باز کردم دستموبردم لای موهام و عقب بردمشون...گوشیم زنگ خورد .. "سوران "

- الو سوران..

سوران – اتی کجایی تو کمپانی نمی بینمت ..!!

- اره بیرونم اتوبان غربی هستم بیاین دنبالم ..

سوران باشه ..

از اون شب به بعد اکسو برای فیلمبرداری قسمتی از موزیک ویدیوشون رفتن اینچئون ..و دیگه کای رو ندیدم ...

سارا-آتی به چی فک میکنی ..حواست به تمرین باشه ..هماهنگ باش ..

مگی – سارا میشه یکم استرا حت بدی کمرم درد گرفته ..

سارا دستشو به کمرش تکیه داد و دستی به ابروش کشید –باشه ده دقیقه استراحت ...!!

مگی – ایووول ..

رفتیم به دیوار تکیه کردیم ..

- آآخ تشنمه !! من برم بخورم ... بطریم تموم شده ..

سوران – اونی.. !!  یکمم واسه من بیار !!

- باشه ..

از اتاق تمرین  بیرون اودم یه لیوان اب خوردم ...برای سورانم یه لیوان پر کردم ...برگشتم که چشمم به اعضای اکسو افتاد که پشت سر منیجرشون میرفتن اتاق گریم ..



[3.85 MB] Jessi, Kim Young Im, Crispy Crunch - 쾌지나 칭칭나네 (Areia Remix).mp3