تبلیغات
♥♥ پاطوق طرفداران کره ♥♥ - iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 20
سلام آتی هستم 20 سالمه .. (Hi ..im ati welcome to the my web)
از هر چی کره ای بخوایید اپ میشه..

منexo L-----elf----- A.R.M.Y------v.i.p هستم
بایسم عشقم زندگیم کای kai هستش
تو اپارات -لنزور-نماشا-اینستاگرام و غیره فعالم
امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید

iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 20

چهارشنبه 10 تیر 1394
06:16 ب.ظ
♥♥ Ati ♥♥

iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 20 


 

نمیدونم چی شد که رفتم تو اتاق درش نیمه باز بود ..

رفتم داخل کسی رو ندیدم ..برگشتم سمت جیغم بلند شد که دستشو جلو دهنم گذاشت

 

اون یکی دستشو گذاشت رو لبش – هیییس !! بچها  فک میکنن چه خبره !!

- ترسوندیم

کای دوباره اخماشو توهم کرد – تو اتاق من چیکار میکنی ..!!

زل زده بودم بهش دستاشو چلو صوتم تکوند اد – هی باتوام ..!!

- آهان ..اومدم بهت بگم بیای غذا بخوری ..

نیشخندی زد – از کی تاحالا تو نگران من شدی ..

- ینی چی خب همه دارن میخورن گفتم توام بیای ..

کای تو چشام نگاه کرد– پس من با بقیه فرقی برات ندارم ..

- باید داشته باشی ؟؟

دی او – آتی بیرون نیومدی..

بکهیون – برم دنبالش..

چانیول – ساکت باش غذاتو بخور ..

برگشتم برم بیرون دستشو دور کمرم حلقه کردو سمت خودش کشیدم ...

مات نگاش میکردم  لباشوآروم به گوشم نزدیک کرد – میشه به  چیزی که میگم گوش بدی ؟؟

کای –  برو خونه بهشون بگو غذا نمیخوری و دیرت شده..

سرمو عقب بردم یه نگاه بهش انداختم دسشو از کمرم جدا کردم  بدون اینکه چیزی بگم از اتاق اومد بیرون ....

چانیول مشغول خوردن بود سرشو بلند کرد – اع اتی اومدی ..چقدر غذاتون باحاله ..تاحالا برنجو این مدلی نخورده بودم..

لوهان – بذار یه عکس بگیرم اینستا بذارم ... اکسو و غذای ایرانی ..

رفتم سمش اپن کیفمو برداشتم ...

دی او از سر میز بلند شد ..-داری میری ..بیا یکم باهامون غذا بخور..

چن – دستت درد نکنه وگرنه امشب از گشنگی میمردم .

خندیدم  - خدانکنه ..دی او نمیذاره گشنه بخوابین ..دستمو بردم سمت موهام موبندو برداشتم ..

–  لی ..ممنون میذارمش اینجا ...

لی سرشو کج کرد از پشت سهون نگاهم کرد .. –اتی پیش خودت نگه دار میخوام چیکار ..

- نه ممنون ...

سهون رو صندلیش چرخید سمتم پس بذار ماشین بگیرم تنها نرو این موقع شب..

-  زنگ میزنم مایشنم بیاد ..نگران نباشین ..از غذاتون لذت ببرید ..خداحافظ

..درو پشت سرم بستم ..یاد حرفای کای افتادم ...چرا این حرفارو زد ..نکنه..!! نکنه ! نه بابا چی دارم میگم واسه خودم ..

از پل ها پایین رفتم در آپارتمانو باز کردم..

  کای  یهو جلوم  سبز شد... –هییع !! ترسوندیم ..این عادتته  نه !؟

با دستم هلش دادم بره کنار ..که دستمو گذاشت رو قلبش ..چشمام از تعجب گرد شده بود ..سرمو بلند کردم ..

- تو !!..تو.حرفو قطع کرد .. – ازت خوشم میاد ...

 

***

به چشمای هم خیره بودیم دستمو تو دستش گرفت ..

کای  -بیا قدم بزنیم ..

هنوز تو شوک اون حرفش بودم ..

- چ... چجوری از خونه بیرون اومدی ؟؟

  کای ییه نگاه سریع  بهم انداخت  - از اتاقم یه در دیگه داره ..

- آهان ..

کای نگاهش به جلو بود  – ممنونم که حرفمو گوش کردی !!

آب دهنمو قورت دادم – چیزی که چند دقیقه پیش گفتی رو ... جدی گفتی !؟

خندید و سرشو تکون داد ..

- چرا میخندی ؟؟

کای – آخه اولین باره دست یه دخترو اینجوری میگیرم ..

- چجوریه مگه !؟

کای  - نمیدونم یه حسیه که خوشم میاد.. نمیتونم بیانش کنم فقط اینقدر حس خوبیه که میخندم ..

دستمو محکم تر گرفت ... یکم قدم زدیم  ..صدای عجیبی اومد .سرجامون وایستادیم ...

رومو کردم سمت آسمون  - وای چه ماه خوشکلی..

کای بحثو عوض نکن – گرسنته ؟!

- خب وقتی نذاشتی غذا بخورم معلومه گشنمه ...

 

خندید  - برن بریم

 

 

کای – خب چی سفارش بدیم ..

- یه چیزی که من بتونم بخورم ..

کای نیشخندی زد – لطفا دوتا لیوان آب..

چپ چپ نگاش کردم – یااا ..مسخرم میکنی... !!

دوتا لیوان اب اوردن ..

کای- دوتا رامن و ستا کیمچی و مرغ لطفا..

موهامو پشت گوشم زدم – چه خبره !! این همه ..

کای زبونشو بیرون آورد –  دلم میخواد !؟

یهو خندم گرفت ..

کای دستشو زیر چونش گذاشت – چه عجب یبار خندتو دیدیم ..

دستمو زیر چونم گذاشتم -  تو از همون روز اول منو ترسوندیو اذیتم کردی وقت نکردم بخندم ..لیوانمو رو لبم گذاشتم ...

کای سری تکون داد – اوکی پس از امروز باید بجای ترسوندن دوست دخترمو بخندونم ..

با شندین این حرفش اب تو دهنو فوت کردم بیرون ..سرفم گرفت ...

کای  - چی شد ؟!

سرمو تندی بلند کردم – چی !؟ دوست دختر ..؟!

کای – آره دیگه .. من ازت خوشم میاد ..توام خوشت ازم ..اومد جلوتر ..

کای – تو از من خوشت میاد ..؟؟

با دستمال صورتمو پاک میکردم  – نه ..!

کای صداشو بالا برد – نهه !!

- هان ..چی .. متوجه نشدم !!

کای اخماشو توهم کرد -  میگم از من خوشت میاد ...؟!

- آهان .. چیزه خب .. آره .. 

با اره گفتم توتا دستاشو محکم گذاشت رو صورتم لپمو کشید ..

- آآآخ دردم گرفت ...!!

خندید و دستشو برداشت ..

بعد از خوردن غذا  یکم دیگه  راه رفتیم  وحرف زدیم  ...

- پس کریس میخواد بره ؟؟

کای  -اره ..خودش میخواد..

- حیف بود اینجوری 11 نفره .... آآآخ ..

سریع دستمو گرفت ..

کای  - چی شد ..

-هیچی پام پیچ خورد ....خسته شدم ..

کای گوشیشو برداشت – سلام یه ماشین بفرستین به این ادرس ..

 

در مایشنو باز کردم ..

کای – آتی !؟

برگشتم سمتش ..جلوتر اومد ...بازم جلوتر اومد ..لباشو گذاشت رو پیشونیمو ..بوسید ... قلبم تند تند میزد ..

عقب رفت  – مواظب خودت باش !؟ فردا میبینمت ..

لبخندی زدمو  براش دست تکون دادم – دیگه میرم ..





[3.85 MB] Jessi, Kim Young Im, Crispy Crunch - 쾌지나 칭칭나네 (Areia Remix).mp3