تبلیغات
♥♥ پاطوق طرفداران کره ♥♥ - iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 23
سلام آتی هستم 20 سالمه .. (Hi ..im ati welcome to the my web)
از هر چی کره ای بخوایید اپ میشه..

منexo L-----elf----- A.R.M.Y------v.i.p هستم
بایسم عشقم زندگیم کای kai هستش
تو اپارات -لنزور-نماشا-اینستاگرام و غیره فعالم
امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید

iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 23

جمعه 12 تیر 1394
12:40 ق.ظ
♥♥ Ati ♥♥


iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 23


دوستای گلم ببخشید امشب پست 21 تو بار گذای مشکل داشت درستش کردم شبتون شیک

 

مگی شصتشو بالا اورد – حله !؟

- خوبه ...

تو سالن مهمونی  همه جمع شدیم و تولدت مبارک رو میخوندیم ..

- خب من اول هدیمو میدم به فارسی گفتم تولدت مبارک عزیزم ..بوسیدمش و هدیدشو دادم ...

بازش کرد – ساعت ؟! چه خوشکله ..ممنون اتی جون ..همه دست زدن و مگی هم هدیشو داد ..

سوران – ممنون عزیزم چه ادکلن خوشبویی ..بقیه هدیشونو دادن ..

..جام هامونو بالا بردیم –بسلامتی هم نوشیدیم ..

رفتم مست اعضای گرلز جنریشن – سلام خوبین ..

یونا – سلام آتی ..

- سلام یونا مدتی هست که نمیبینمت ..

یونا –آره ..دارم برا ی یه سریال چینی بازی میکنم کمتر میام کمپانی..

- که اینطور ...خندیدم – دلم تنگ شده بود برات ..

یونا – منم همینطور لیوانمونو بهم زدیم و رفتم پیش اعضای اف ایکس لونا با دیدنم خندید..

با لبخند بهش نزدیک شدم – چی شد اونی ؟!

لونا – امروز خیلی کارت خنده دار بود ..

امبر پاشو محکم به زمین زد وکار منو تکرار کرد ..

با این کارش همه خندیدیم ..

- امبر منو دست میندازی ..خب اعصابم خورد بود ..

کریستال ..آتی چند سالته ..آگوست میرم توی 20 سال

- پس ازم کوچیکتری ..

- آره ..

گوشیم زنگ خورد ... ببخشید من دیگه میرم ..

ازسالن  مهمونی اومدم بیرون رفتم

دستشویی – مگی چت شده ؟!

مگی از داخل دستشویی با صدای گرفته ای – آتی اومدی ..درو باز کرد ..

مگی – هیچی بابا ..چیزیم نیست ...میخواستم بکشونمت بیرون بهت بگم ..رژلب همراهته ..

نگاه تمسخر انگیزی بهش کردم – پس چرا تو دستشویی هستی ؟!

مگی دستشو اورد سمتم رفتم عقب – هی دختره ی کثیف دستتو بهم نزن ..

مگی – ههه ببخشید ..میخواستم بیای بیرون یهو دستشوییم گرفت ..

مگی – حالا چی شده مگه ؟!

- کوری لباسم رو زمین کشیده میشه الانم اینجا دستشوییه ..کشیدمش بالا اونم بخاطر کارای مزحرف تو ..

مگی – آیییش غر غرو ..بده رژتو من همرام نیست الان ..

- از کیفم بیرون اوردمش ..

مگی مالید رو لبش ..تو اینه واسه خودش بوس فرستاد ..

- اه اه خودشیفته از دستش گرفتم ...

رو لبم میکشیدم مگی – وای چقدر قرمزه 24 ساعتست ..

- اوهوم

مگی – هیییییییییییییی آتی ؟!

برگشتم نگاهش کردم – چته ؟!

مگی خندید – انقدر قرمز کمتر بزن

- به تو چه تولد دوسته ..اصن میخوام با قرمزیه لباسم ستش کنم ..گذاشتمش داخل کیفمو بیرون اومدم ...

دوباره رفتیم داخل سالن ...

از کنار ته مین رد شدیم ..

ته مین – مگی ؟!

مگی برگشت - .. بله ..؟!

ته مین  یه لیوان  مشورب دست  مگی داد – به سلامتی ..

مشفول صحبت شدن ..

منم رفتم کنار سوران نشستم ..دوباره گوشیم زنگ خورد..

با دیدن صفحه ی گوشی از جام بلند شدم ..

سریع از اتاق بیرون اومدم ..

رفتم پشت بوم ..- الو سلااام ..وای مامان نمیدونم چقدر دلم برات تنگ شده بود ..

مامان – سلام عزیزم ...خوبی ؟!خوش میگذره ..

سمت دیواره ی پشت بوم رفتم و به خیابون نگاه کردم – آره خیلی اصلا فکرشم نمیکردم یروزی اینجا باشم

- الان تولد هم گروهیمه ..توی کمپانی هستیم ..عکسا وفیلمایی که فرستادمو دیدین ؟!

مامان – اره قشنگ بودن ..

بابا گوشی رو از مامان گرفت – الو ..

- سلام بابا جونم..

بابا –سلام دختر خوبی !! راحتی اونجا مشکلی نداری پولی که فرتادمو خرج کردی ؟!

- همشو نه هر وقت نیاز داشتم بهتون میگم ..هیچ مشکلی ندارم همه چیز رو به راهه

باشه مواظب خودت باش..

 

بعد از صحبت کردم با خانوادم حسی بهم دست داد به خیابون نگاه کردم ..

هی تو ..انگار منو صدا میکرد ..

هی باتوام .. برگشتم ..





واسه امشب دیگه نمیذارم شب خوش




[3.85 MB] Jessi, Kim Young Im, Crispy Crunch - 쾌지나 칭칭나네 (Areia Remix).mp3