تبلیغات
♥♥ پاطوق طرفداران کره ♥♥ - iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 26
سلام آتی هستم 20 سالمه .. (Hi ..im ati welcome to the my web)
از هر چی کره ای بخوایید اپ میشه..

منexo L-----elf----- A.R.M.Y------v.i.p هستم
بایسم عشقم زندگیم کای kai هستش
تو اپارات -لنزور-نماشا-اینستاگرام و غیره فعالم
امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید

iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 26

شنبه 13 تیر 1394
01:44 ب.ظ
♥♥ Ati ♥♥

iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 26 

 

خریدو روی اپن گذاشتم ..

سوهو نزدیک شد دستشو دراز کرد ..-بیا برو امتحانشون کن ..

به دستش نگاه کردم یه تیشرت دو تیکه و یه شلوراک بود – ممنون

سوهو – برو دوش بگیر من غذارو آماده میکنم ...

- نه نمیخواد ...

سوهو – میگم برو من اونور نمیام ...تازشم من منحرف نیستم نگران نباش ..برو دوش بگیر خسته ای..

بناچار سری تکون دادم – باشه ...خیلی خب...

 

از حموم بیرون اومدم ..سمت اشپزخونه رفتم ..

سوهو داشت میزو میچید ..

سوهو – اومدی..یه نگاه انداخت ... سرشو برگردوند و غداشو بهم زد ...موهاتو باز بذار..

- چی ..؟!

سوهو –موهاتو باز بذار خشک بشن ..

- آهان ...باشه  .. میبینم که آشپزیت خوبه ..

سوهو خندید – من باید همیشه به کارای بچها برسم واسه همین آشپزی هم کمی بلدم..ولی دی او خیلی بیشتر بلده ..

یکیشو گذاشتم دهنم – اووم خوشمزست ..دی او .!! آره کارش درسته..

سوهو – راستی لباس اندازست ..آره ..

سوهو – آبی بهت میاد ...ممنون من از آبی خوشم میاد ..

سوهو – واقعا ؟!

- آره

بعد از خوردن غذا با هم آشپز خونه رو تمیز کردیم ...

سوهو - خوبیش اینه دوتا تخت دارم

- من میرم این اتاق شب بخیر..

سوهو لبخندی زد –شب بخیر

رفتم تو اتاق  سوهو – آتی ؟!

اومدم بیرون – بله ؟!

سوهو-اگه راحت نیستی بیا این اتاق ..

خندیدم – نه راحتم برو بخواب ..

رفتم عقب ..

سوهو – آتی.. !!

نفسمو فوت کردم – بعله !؟

سوهو – اگه خواستی درو قفل کن ؟!

- باشه ..

سوهو – آتی ؟!

سریع از اتاق اومد م بیرون ...

سوهو خندید – میخواستم اذیتت کنم  ..شب بخیر

- آآآیش  شب بخیر..

تو تختم چرخیدم سمت چپ ..دوباره چرخیدم سمت راست ..دمر خوابیدم ..اصلا نمیتونستم بخوابم ..

نشستم توی تخت ..- واااااااای دارم دیوونه میشم خیلی خستم اما چرا نمیتونم بخوابم ..بلاخره بلند شدم درو آروم باز کردم یه دید و زدم و اومدم بیرون...

گلوم خشک شده بود رفتم سمت یخچال ...

لیوانمو برداشتم رفتم رو مبل نشستم ..یه نفس عمیق کشیدم ...به درو برم نگاه کردم ...پلکام سست شدن..

 

گوشم میخارید دستمو بردم سمت گوشم ..سریع چشمامو باز کردم ...سوهو جلوم در حالی که  زانوهاشو جلوی خودش جمع کرده بود و یه  دستش  پشت گوشم بود....نگاهمون بهم  دیگه افتاد..

تو یه حرکت سرجام نشستم ..لباسمو مرتب کردم...

سوهو هل شده بود  - بیدارت کردم ...ببخشید فقط میخواستم موهاتو از صورتت کنار بزنم ...

سوهو بلند شد و روی مبل با فاصله نشست – چرا اینجا خوابیدی ؟!

- تشنم شد اومدم آب بخورم یکم اینجا نشستم همینجا خوابم برد ..بلند شدم -من میرم صورتمو بشورم ..

 

سوهو تکیه کرد ... دستاشو توهم گره کرد و پشت سرش گذاشت و نفسشو فوت کرد...

 

از راهرو بیرون اومدم  - اوپا میشه یه قیچی بهم بدی؟!

سوهو یه نگا بهم انداخت –واسه چی میخوای..؟

- این مارک روی پشت  یقه لباس اذیتم میکنه ..

سوهو – باشه ..بیا ..

- ممنون رفتم جلوی آینه قیچی رو گرفتم سمت مارک اما نمیرسید ..

قیچی از دستم افتاد..سوهو از جلوی اتاقم رد شد داشت اتاق خودش میرفت ...برگشت عقب..

خندید – چیکار داری میکنی ..خم شد وقیچی رو برداشت دسشو روی شوناهم گذاشتو چرخوندم ..

سوهو – موهاتو بزن کنار .

جمشون کردم ریختم رو یه طرف شونم ..

سوهو – نه ..نه ..کلا ببرشون بالا ..

- باشه ..دو دستی موهامو بالا بردم ..سرمو زیر انداختم.

آروم قیچی رو آورد روی یقه لباسم و دو طرف مارک رو برید ..

برای لحظه ای اتاق ساکت شد سرمو بلند کردم توی آینه خودمو دیدم سریع سرمو چرخوندم ...

سوهو لبشو به پشت گردنم نزدیک کرده بود اما وقتی سرمو چرخوندم  لب هامون نزدیک هم شده بود ..

..قلبم به تبش افتاد ..برای لحظه ای بدون هیچ حرکتی فقط به چشمای هم زل زده بودیم ..

به خودم اومدم پلکامو سریع چند بار بازو بسته کردم  ..صدامو صاف کردم ..

- ممنون خوب شد ..سریع کنار رفتم ..

دستشو محکم رو شونم گذاشتو چسبوندم به دیوار...چشمام از ترس گرد شده بودن ..

تو چشمای هم نگاه میکردیم ..آب دهنو قورت دادم..

سعی کردم دستشو کنار بزنم –ولم کن ..!! چیکار داری میکنی ؟!

سوهو  بدون اینکه چیزی  بگه ..آروم سرشو نزدیک کرد ..

تند تند نفس میزدم ..نزدیک تر شد آروم و گونمو بوسید..

سرشو عقب بردو لبخند شیطنت امیزی زد ..

لبامو گاز گرفتم یه مشت زدم تو شکمش ...

سوهو خندید – آآآخ .. خب وقتی دوتا جوون تنها میشن ..

اخم کردم براش –ساکت باش از تو انتظار نداشتم ..زود آمادشو باید برم خونه...

 

- سقف ماشینو ببند حوصله ی شایعه ندارم ...

سوهو دکمه رو زد وسقف بسته شد ماسکمونو زدیم سوهو خندید..

بندماسکو پشت گوشم انداختم برگشتم سمتش – به چی میخندی ؟!

سوهو –اخه انگار داریم میریم دزدی..

- یه چیز تو همین مایه ها ..

پیاده شدم ..سرمو خم کردم سمت شیشه ی ماشین – ممنون خداحافظ

سوهو –بای مواظب باش

رفتم داخل خونه ..

مگی و سوران دویدن سمتم ..- دختره ی کله شق کجا بودی..؟!

- خونه دوستم ..از وسطشون رد شدم و رفتم اتاقم ..

سوران – بعد از ظهر تمرین داریم ...

رو تختم دراز کشیدم دستمو پاهامو بازو بسته کرد – باشه

سوران – آتی ..خوبی ؟!

بهش نگاه کردم – چطور مگه !؟

- هیچی ؟!

گوشیم زنگ خورد – الو منیجر !!

منیجر – کجایی ؟!

- خونه ام ..

منیجر – خب ..یه سوال میپرسم فقط بگو آره یا نه ..

تو تختم نشستم ..- گوش میکنم ..

- تو درحال حاضر با کسی قرار میذاری ..

سریع گفتم – چی ؟! نه ..چرا فک میکنید ..حرفمو قطع کرد – گفتم فقط آره یا نه ...

منیجر امروز برای تمرین نمیری باید با چند نفر دیگه بری ...برای عکس برداری لباس ..

- من !!

منیجر – اره ..فقط یه هفته میری اینچئون زود برمیگردین .



[3.85 MB] Jessi, Kim Young Im, Crispy Crunch - 쾌지나 칭칭나네 (Areia Remix).mp3