تبلیغات
♥♥ پاطوق طرفداران کره ♥♥ - iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 27
سلام آتی هستم 20 سالمه .. (Hi ..im ati welcome to the my web)
از هر چی کره ای بخوایید اپ میشه..

منexo L-----elf----- A.R.M.Y------v.i.p هستم
بایسم عشقم زندگیم کای kai هستش
تو اپارات -لنزور-نماشا-اینستاگرام و غیره فعالم
امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید

iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 27

شنبه 13 تیر 1394
07:47 ب.ظ
♥♥ Ati ♥♥

iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 27

 ممنونم از همتون بخاطر بازدید و کامنتهای قشنگتون 9 روزه که این وبم فعاله ولی بازدید رو نگاه کنیذ از هزارتا بیشتر ممنونم عزیزای من این اولین کار فیک نویسیمه  ببخشید اگه جایی مشکل داشت

 

منیجر امروز برای تمرین نمیری باید با چند نفر دیگه بری ...برای عکس برداری لباس ..

- من !!

منیجر – اره ..فقط یه هفته میری اینچئون زود برمیگردین ..

- سوران و مگی هم هستن ..نه اونا هفته ی دیگه برای تبلیغ اب میوه دارن ..رئیس گفت فعلا که موزیک ویدیوتونو بیرون ندادید چندتا کار تبلیغی انجام بدین بیکار نمونین ..

- باشه ..

 

سوران رژ لبشو تمدید کرد – بچها اماده شدین ؟!

- آره آماده ام ..

- راستی نمیدونین دیگه کی برای عکس بردای هست ..فقط دختریم یا پسرم هست ؟!

مگی –نمیدونم ..

سوران درو باز کرد بیاین ماشین اومد..

تو کمپانی منتظر منیجر بودم ..

منیجر – آتی !!

سرمو چرخوندم – سلا م..رفتم سمتش..

منیجر دنبالت میگشتم از پله ها که پایین میرفیتم برام توضیح میداد..

منیجر –قرار لباس ورزشی باشه برای همین باید یکم بدو بدو کنید توام که ورزشکاری رئیس خواست توام باشی..

منیجر- مواظب خودت باش بازی گوشیم نکن این پسرای اکسو خیلی شیطونن حواست باشه دوباره دردسر درست نکنی..

- باشه نگران نباشید ..حالا کیا هستن ...

منیجر – برو خودت ببین ..

داخل ماشین ..

تیفانی اخرین نفر کیه ؟!

چانیول – نمیدونم باید دختر باشه !!

تیفانی آره ولی از گروه ما نیست ..

سولی – از گروه ماهم نیست..حتما از رد ویولته ..

تیفانی شونه هاشو بالا انداخت ..

 

***

منیجر چویی –خب برو داخل دیگه ..

در ون باز بود سرمو داخل بردم ..

در نگاه اول کای رو دیدم ...

چهار تادختر بودیم ..من بودم و سولی  و سوهیون و تیفانی ...از پسراهم چانیول و سوهو و کای وتائو ..

کای سلاممو بی جواب گذاشت ..بروی خودم نیاوردم ...- سلام بچها ..

 کنار سولی نشستم ..- سولی تو بودی..؟!

- آره ..چطور مگه ..آخه انقدر زود کسی رو نمیفرستن منظورم اعضای جدیده ..

سرمو تکون داد- نمی دونم والا مثل اینکه رئیس از ابرانی بودن من سودای زیادی داره میبره ...

 

تو فرودگاه از بازرسی رد شدیم ... وارد هواپیما شدیم .. کنار سولی نشستم..

. هدفونمو بیرون اوردم وآهنگی رو پلی کردم..

قرار شد این یه هفته رو توی هتل بمونیم ...یه هتل شیک و قشنگ ..سوهیون و تیفانی باهم یه اتاق رفتن ...

منو سولی هم یه اتاق بودیم ..رفتیم توی اتاقمون سولی چمدونشو رها کردو پرید روی تخت – آآخ چقدر خسته شدم ...

- اوهوم ...منم همینطور.

سولی – تاحالا اینچئون نیومدی درسته !؟

- آره اولین باره ..

سولی – خب بریم یه دوری بزنیم ...

لبخند زدم – ممنون اونی..راستی اشکال نداره اونی صدات کنم ...

سولی – نه بابا راحت باش بامن ..

- ممنون از لطفت..

باهم رفتیم از اتاق بیرون ..تیفانی و سوهیونم داشتن بیرون میرفتن ..

تیفانی – شما هم دارین میرن بگردین ..

سولی – آره ..بیاین باهم بریم ...

رفتیم یکم تو شهر گشتیم بعدشم کنار ساحل قدم زدیم ..تا غروب  آب  بازی کردیم ..

 

چهار نفری باخنده و لباسای خیس تو راهروی هتل میرفتیم ..تائو درحالی که عینکشو بلند کرده بود تا جلوی نور تمبزش کنه به ما نگاه کرد..از جلوش رد شدیم ..

چانیول بعد از تائو بیرون اومد – اینا چشونه  دریا ندیدن ..؟!

تائو – دخترن دیگه ..!!

- سولی !!  اولین من میرم دوش بگیرم

سولی  - تو چمدونش دنبال چیزی میگشت –باشه باشه ..برو.

 

از حموم بیرون اومدم بند کمر حوله رو بستم - ... سولی کجایی ؟!

سولی  - چیه من اینجام ؟!

سمت اتاق خواب رفتم ... داشت با تبلتش کار میکرد ..

- بیا برو دوش بگیر ..

سولی – اوکی الان ..

سولی – راستی غذا آوردن رو میزه برو بخور ..

- باشه

بعد از خوردن شامم رفتم موهامو خشک کنم ...رفتم روی تراس ..- چه آسمون صافی داره اینجا ..حولمو دور موهام پیچیدم وسرمو کج کردم با دستم موهامو صاف کردم ..یه لحظه نگاهم به کای افتاد که لب استخر نشسته بود  وپاهاشو تو آب گذاشته بود ..با دیدنش سریع لباسمو پوشیدم و رفتم پایین ..

دستاشو پشتش گذاشته بود وبه زمین تکیه داده بود چشماشو بسته بود سرشو عقب داده بود ..

آروم کنارش نشستم ...پاهامو توی آب گذاشتم ..

چشماشو باز کرد..- تو اینجا چیکار میکنی..

با تعجب نگاش کردم – ینی چی چیکار میکنم ..نشستم دیگه ..خواست بلند شه ..دستشو گرفتم ..

- تو چت شده  ..!! از دست من ناراحتی ؟!

کای آروم نشست و نگاهشو به اب کرد ..- چیزی نیست ..

- نه دیگه یه چیزی شده تو گفتی رفتار عادی الان به بظر خودت رفتارت عادیه ..؟!

- بامن قهری ...من کار اشتباهی کردم ..

کای نگاهش همونطور به آب بود و پاهاشو اروم تکون میداد توی اب ..- بیخیال شو یکم فکرمش مشغوله...

اخم کردم – واقعا که منو بگو دلم خوش بود یه دوستی دارم که باهاش دردو دل کنم با دخترا که حرف میزنم همش میگن منم اینطوریم ..من از تو بدترم ..

خندش گرفت ..

بلند شدم – چه عجب لبخند به لب آقا اومد ..ازش درو شدم ...بلند شد دنبالم اومد...

سوهو اومد جلوم – چطوری ؟!

کای عقب تر وایساد..برگشت که بره سوهو صداش زد .. سوهو-

 حالا که هر سه نفرمون هستیم ..میخوام چیزی رو ازت بپرسم ..

کای دستمو توی جیبش کردو سمت سوهو اومد ..- بله هیونگ...

سوهو –تو چرا اونروز به مگی گفتی که ما تو پشت بوم نیستیم ..؟!

کای – نمیخواستم مزاحمتون بشم اون روزم گفتم پشت تلفن ..

سوهو چشماشو  بست وبهم فشار داد و باز کرد – تو با خودت چی فکر کردی ؟!

کای – خب هرکی شمارو توی اون حالت میدید فکرای...

سوهو –تمومش کن ..

کای – خب فقط اون شب نبود من میدونم تو بهش علاقه داری ..

با این حرف سرمو بلند کردم – چی ؟!

کای – شب بعدی که آتی اومد خونمون شام درست کرد تو جلوی خونه اونا بودی ..

داد زدم –چی میگید شما !!

کای – اگه نرفته بودی ببینیش پس بخاطر چی بود ه..

سوهو نفسو حبس کرد و با نگاه عصبی به کای نگاه کرد – خب که چی !! مگه مشکلیه ..؟!

سوهو جلوتر امد –اصلا ببینم تو اونجا چیکار میکردی که منو دیدی ؟!

کای دستی به پشت گردنش کشید...- ما باهم قرار  میذاشتیم ..

- یااا کای ...چی کار داری میکنی..

سوهو خندید – چی ؟! پس چی شد الان ..

کای صداشو بالا برد  - من بخاطر تو کنار کشیدم ..چون تو هیونگمی ..

از این حرفش حسابی شوکه شده بودم ..

سوهو – اگه کنار کشیدی این کارا برای چیه ..

کای جلو اومد و مچ دستمو گرفت ...نمیتونم ولش کنم ..وقتی باتو یا کس دیگه ای میبینمش اعصابم بهم میریزه ...

نمیدونم چرا با خودم فک کردم میتونم کنار بکشم ..

کای – متاسفم هیونگ ...دنبال کای کشیده شدم ..

از کتار شوهو رد شدیم ..سوهو مچ دستمو کشید ..- صبر کن ..

کای برگشت – ولش کن ..

سوهو –بذار انتخابو بذاریم به عهده ی خودش ..

- دستمو ول کنید ..

کای یه نگاه بهم انداخت ..بعد به سوهو نگاه کرد – باشه ..

- چی چیو باشه فقط حرفای خودتونو میشنوید ... این همه دختر تو کمپانیه برید دنبال اونا با اونا قرار بذارید ..

کای – اگه از اونا خوشم میومد تا الان قرار گذاشته بودم ..

سوهو – آتی تو باید یکی از ما رو انتخاب کنی ..

نیشخندی زدم – شما دیوونه اید ..!! ینی چی یکیو انتخاب کنم ..

سوهو –  من بهت علاقه مندم  و تو ..

یاد اونشب که با کای بیرون رفتیم افتادم ..نگاهمو به سوهو کردم – بهم فرصت بدین ..

دستامو بالا آوردم – دستتونو بردارید ..

هردوشون دستاشونو برداشتن سریع رفتم تو اتاقم ....

 تو اتاق قدم میزدم  و به اتفاقات این اواخر فکر می کردم ...اول کای بهم علاقه پیدا کرده بعد همون شبی که با دی او حرف زدم گفت داره میاد دوست دخترو ببینه ..منم منتظر شدم اومده اما با دیدن سوهو جلوی خونه برگشته بعدشم بخاطر احترام به علاقه ی هیونگش تصمیم گرفته این رابطه رو شروع نشده تموم کنه ..اما ...

خودمو از پشت انداختم روی تخت – الان باید چه خاکی تو سرم کنم اومدم خیر سرم خواننده بشم ..

فردا صبحش بعد از صبحانه اماده شدیم برای عکس برداری...

سولی  - چه خوش رنگن لباسا ..

کارگردان – خب تو مسیر تعیین شده بدویید آروم و ترو تمیز بدویید

همه گفتنم – بله

کارگردان بلندگوشو برداشت  –آماده 3...2....1 ..



[3.85 MB] Jessi, Kim Young Im, Crispy Crunch - 쾌지나 칭칭나네 (Areia Remix).mp3