تبلیغات
♥♥ پاطوق طرفداران کره ♥♥ - iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 29
سلام آتی هستم 20 سالمه .. (Hi ..im ati welcome to the my web)
از هر چی کره ای بخوایید اپ میشه..

منexo L-----elf----- A.R.M.Y------v.i.p هستم
بایسم عشقم زندگیم کای kai هستش
تو اپارات -لنزور-نماشا-اینستاگرام و غیره فعالم
امیدوارم لحظات خوبی رو داشته باشید

iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 29

سه شنبه 16 تیر 1394
02:09 ب.ظ
♥♥ Ati ♥♥



iranian kpoper (کی پاپر ایرونی)قسمت 29

 

همه به لباسامون نگاه کردیم..

مال من سفید  بود...سرمو بلند کردم نگاهم به کای افتاد اما لباس کای مشکی بود..

سریع برگشتم سمت سوهو – اینم نیست..!؟

به تائو نگاه کردم ..

چانیول – از پشت سر اومد دستشو دور گرنم انداخت..

چانیول با خنده سرشو جلو اورد - منم.. !!

به قد بلندش نگاه کردم – آره .. سفید پوشیدی..

کارگردان – خب شروع میکنیم ..

مدل های مختلفی عکس گرفتیم.. و تاغروب کارمون طول کشید...

کارگردان – خب ..همگی خسته نباشید ..

سوهو – مگه قرارنبود فردا اخرین پارت رو بگیریم ..؟!

کارگردان – چرا..اما مثل اینکه قراره بارون بیاد ...!! بجاش کارمون تموم شده و امشب باید جشن بگیریم..

تهیه کننده – عالیه ....بریم ..

لباسمو عوض کردم از چادر بیرون اومدم ..

کای – بیا حرف بزنیم ..

- بذار بعد الان وقت ندارم..راه افتادم ..پاشو جلوم گذاشت..

کای دستی به پشت سرش کشید –انقدر انتخاب یکی سخته ..

سرمو پایین اوردم و بعد دوباره بالا گرفتم – ببین کای لطفا دوباره شروعش نکن ..

کای – چرا نباید شروعش کنم جواب منو بده علاقه من به تو یک طرفه است ..؟!

تو چشماش نگاه کردم ..برگشتم به راهم ادامه دادم ..

سریع بازومو کشید – جواب منو بده – علاقه سوهو به تو چی ؟! توام دوسش داری ؟!

دستمورو دستش گذاشتم خواستم بازومو ول کنه ..- کای خواهش میکنم ..!!

کای – ینی من برات هیچی نیستم ..

- اینجوری نگو ..من ..راستش من نمیدونم .. گیج شدم ..با این کاراتون اذیتم میکنید..من واقعا گیج شدم کای..

چیزی نگفت ..اروم دستشو برداشت..برگشتم و پشت بهش به راهم ادامه دادم..

ازش درو تر شدم ..تو قلبم آشوب بود ...سوار ماشین شدیم و سمت هتل رفتیم..

 

 

داخل هتل رفتیم ... یه نوشیدنی برداشتم ..

تائو از پل ها پایین اومد –چی شده ..؟!

- هان ..اوپا ..میشه لطفا در این بطریو باز کنی..؟!!

تائو سرشو تکون داد..- بدش به من..

- بیا..ممنون..

درشو باز کرد – بیا آتی باز شد ... کاری نداری ؟؟

- نه ممنونم ازت ..

بطری رو لبم گذاشتم .. گوشیم میسج اومد ...دست کردم تو جیبم ....

بازش کردم – سوهو – کجایی ؟!

جواب ندادم رفتم پشت یه میز داخل سالن هتل نشستم ..

یکی چشمامو بست ...زبونمو داخل دهنم چرخوندم – کای تویی !! نکن ....دستتو بردار..؟!

دستشو برداشت و رو صندلی کناری نشست ..

با دیدنش صدامو صاف کردم موهامو پشت گوشم زدم ..

سوهولبخند سردی زد و سرشو زیر انداخت  – تو و کای انقدر باهم صمیمی هستین...؟!

- هان ..!! نه ..فقط ..فقط..

 سوهو دستشو به صورتش تکیه داد و سمت من برگشت  - اولین کسی که تو ذهنت اومد کای بود ..چرانگفتی من یا چانیول ...

- خب ..خب چون کای بیشتر بقیه باهام راحت بود همیشه باهام مهربون بود..هرچند اذیتم میکرد..ولی خب خوش میگذشت..

یهو تو فکر رفتم تاحالا بهش فکر نکرده بودم ... من با کای !! .... سوهو دستمو گرفت ..- خب حالا نمیخواد زیاد احساسی بشی من نظرتو عوض میکنم ..

- چی؟؟

جوابمو نداد فقط دنبال خودش می کشوندم ..

کای و چانیول همراه کارگردان اومدن از ماشین پیاده شدن... ..با ماشین سریع از کنارشون رد شدیم....

چانیول – هی هیونگ کجا میری ..؟؟ ..کای نگاه معنا داری بهم کرد ..

چانیول با آرنجش به دست کای زد –اون آتی نبود تو ماشین ..

چانیول خندید و دستاشو بهم مالید – خب پس شایعات واقعیت داشتن ...

کای یکی زد به پشت گردن چانیول – ساکت شو راهتو برو..

چانیول ..- هی !! تو چطور جرات کردی منو بزنی..من  چانیول آتشینما ..

کای بی توجه از چانیول جلو زد ...

 

- اوپا کجا داریم میریم ؟!

فردا فیلمبرداری تموم میشه ..بریم یه دوری بزنیم...

- نمیخواد !؟ بیا بریم هتل ...

سوهو خندید – بنظرت یکم واسه هتل رفتن زود نیست ما تازه رابطمونو شروع کردیم..

سریع نگاهمو بهش کردم – یاااا چی میگی من منظورم اقامتگاهمون بود ..

سوهو خندید – وااااای !! آتی عصبانی میشود ..

جلوی  رستوران شیکی مایشنو نگه داشت – پیاده شو ..

دروباز کردم ...

- هنوز تا وقت غذا خیلی مونده من گشنم نیست ..بیا برگردیم هتل امشب جشن داریم کارگردان ناراحت میشه نباشیم..

سرموتو دستاش گرفت و چرخوندم  – جلو تو ببین !!

- خب که چی ؟!

سوهو –هیچی بریم کنار ساحل قدم بزنیم...

- من خستم ..

سوهو خندید – بیا رو کولم من ورشکارما ..

- خب حالا فهمیدم ورزشکاری..

باهم قدم میزدیم ..- سوهو – آوردمت اینجا تا تنها باشیم ..

- وای چه غروب قشنگیه ..

سوهو –یااا .بحثو عوض نکن ..

- خب تنها باشیم که چی بشه ؟!

موج بزرگی  سمت ساحل میومد ..سوهو –یااا مواظب باش ..دستشو دور کمرم حلقه کرد و کشید سمت خودش..

برگشتم بهش نگاه کردم خندیدم – یه موج بود دیگه انقدر ترس نداره ..متوجه دست دور کمرم شدم  سعی کردم جدا کنم از خودم اما سوهو خودشو بهم نزدیکتر کرد..

نفسمو حبس کردم ..دستمو به سینش زدم خواستم خودمو عقب بکشم ..

دست دیگشو بالا آورد و دستمو روی قلبش گذاشت ..

سرم بلند کردم .. حالا فقط به چشمای هم نگاه میکردیم ..

سوهو – میدونی مرا از لجبازی زنها بیشتر خوششون میاد ..

با حالت شوک زدگی گفتم –چی ؟!

سوهو –اولش کا تو کمپانی دیدمت به عنوان یه خارجی برام جالب بودی ..اما کمکم مثل بقیه ی دخترای کمپانی باهات صمیمی بودم ..اما الان فهمیدم با بقیه فرق داری ..؟! اخلاقت ..طرز رفتارت با دخترای اینجا فرق داره..؟!

سوهو لباشو اروم به گوشم نزدیک کرد ..میتونی عشق منو بپذیری ؟!

سرشو گوشم دور کرد پیشونیشو به پیشونیم چسبوند ...ازت نمیخوام همین الان جوابمو بدی امشب جشن داریم میشه ازت بخوام باهام برقصی اونوقت جوابتو بهم بگو ..!!

نگاهمو بهش دوختم – سوهو گوش کن ..

سوهو انگشتشو  روی لبم گذاشت – هیییش !! الان چیزی نمیشنوم ..بریم جشن شروع شده ..







[3.85 MB] Jessi, Kim Young Im, Crispy Crunch - 쾌지나 칭칭나네 (Areia Remix).mp3